کویرنشین

یادداشت های شخصی سید مهدی موسوی و معصومه علوی خواه

کویرنشین

یادداشت های شخصی سید مهدی موسوی و معصومه علوی خواه

روزانه ها

93/07/06

حس یک گلوله ی توپ عمل نکرده توی شن های کویر رو دارم که بعد از 27 سال چشیدن گرمای سوزان روز و سرمای استخوان سوز شب، منتظر یک انفجار بزرگ هست اما نه این انفجار رخ می دهد و نه کسی برای خنثی کردنش می آید. اینجا توی دل کویر، خطری برای آدم ها ندارم..

..:: کل روزنوشت های این وبلاگ ::..

بایگانی

۲۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مناسبت‏ها» ثبت شده است

۲۵
فروردين

امسال برخلاف سال‌های گذشته پیام‌های چندانی به مناسبت سال جدید به دستم نرسید. جدا از اینکه برخی از کارشناسان گسترش ابزارهایی چون وایبر، واتس‌آپ و... را دلیل کاهش تعداد پیامک‌ها می‌دانند، به نظر من شروع سال که مصادف با ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) بود تاثیر بیشتری بر کاهش ارسال پیام‌های تبریک عید داشته است. برای دسترسی به آرشیو پیام‌های تبریک سال‌های گذشته بر روی لینک‌های زیر کلیک نمایید.


سال 88        سال 89        سال 90        سال 91        سال 92        سال 93


پیام‌های امسال را با حذف پیام‌هایی که فقط تبریک عید بودند در اینجا می‌آورم:
ـ در دو عالم جلال ما زهراست/ رمز تغییر حال ما زهراست/ عید با فاطمیه می‌آید/ ذکر تحویل سال ما زهراست.
ـ همیشه بهار قاصد طراوت است و این بار، این عطر یاس است که شبنم گونه‌هایمان را نفیس می‌کند. خالق محبوب من... هر چند که تو عین مستقیمی، بی منت و واسطه اما، بودنمان را باب دل این بهترین مخلوقات کن و محض خاطر وجودشان، لذت بندگی را نثار وجودمان گردان. التماس دعا و «بهارتون فاطمی»
ـ پیام‌های روزهای اول پاک می‌شن برای همین این هفته پیام می‌دم تا یادت بمونه. عیدت مبارک. زیر سایه بقیه الله باشی.
ـ امیدوارم سالی که بهار و زمستانش یادآور دوران غم و تنهایی علی(ع) و مظلومیت زهرا(س) است، با ظهور موعودشان سالی مهدوی گردد. با یادش دعای فرج بخوانیم. سال نو بر شما و خانواده محترم مبارک.
ـ هر سال منم عبد عطایت مادر؛ خوشبخت شدم ذیل دعایت مادر؛ نوروز که قابلی ندارد بی بی؛ صد عید، الهی به فدایت مادر. ان شاء الله نوروز فاطمی و سالی خوش داشته باشید.
ـ خدایا، بهار فصل زنده شدن است، مددی کن برای زنده شدن بندگانت. عیدتان مبارک.
ـ امسال بهارمان به نام زهراست. سالی که نکوست از بهارش پیداست. سالتان فاطمی.
ـ در این رویش و سبزی دنیا! دنیایی پر از شادی و پاکی برایت آرزومندم. عید مبارک.
ـ از پروردگار مهربان می‌خواهم امسالتان به قلم تدبیر آن نقاش بی‌همتا چنان زیبا نقش بندد که طبیعت به تماشای شکوهش بایستد. سالی سرشار از موفقیت و سلامتی برایتان آرزومندم. نوبهاران مبارک.
ـ بهار: بستر مهر است و دفتر معرفت، قصه هستی است؛ حکایت وابستگی‌ها؛ و فراموشی خستگی‌ها؛ بهاران با تمام رمز و راز و زیبایی‌هایش مبارک.
ـ سالی که بهارش قدم فاطمه باشد/ صدها برکت از کرم فاطمه باشد/ امید که یک مژده ز صدها خبر خوش/ پیغام فرج در حرم فاطمه باشد. سال نو مبارک.
ـ فرارسیدن نوروز و بهار طبیعت بر شما مبارک. نوبهارتان خجسته، روزهایتان آرام و دلتان شاد باد.
ـ پر برکت باد سالی که از بهارش بوی فاطمه(س) استشمام می‌شود. همدلی و همزبانی پند توست/ دولت و ملت همه پابست توست/ چون که فرمودی شعار سال نو/ چشم آقا هستی‌ام از هست توست.
ـ نوروز زمانی است که چشم و دل و اندیشه تو تازه‌ها را با شجاعت کشف کند. سال نو مبارک.
ـ بفرمایید فروردین شود اسفندهای ما/ نه بر لب، بلکه در دل گل کند لبخندهای ما. نوروز مبارک.
ـ بهار فرصت تجدید مهربانی و ارادت است. زمان یادآوری دوست داشتن، وقت آرزوهای خوب! چهره‌ات پر خنده، خانه‌ات آباد، کیسه‌ات پر زر، کوچه باغ دوستی سرسبز، چارچوب زندگی‌ات محکم. نوروز مبارک باد.

  • سید مهدی موسوی
۰۶
فروردين

عید نوروز یکی از آن مناسبت‌هایی است که می‌شود برای صدها مخاطب گوشی‌ات پیامک تبریک بفرستی و گاه چندین پیامک محترمانه دریافت کنی که «شما؟». برای من عادی است و از بین این پیامک‌های «شما؟» گاهی یکی دو پیامک را جواب می‌دهم و این دوستان گاه در پیامک‌های بعدی هم می‌گویند «شما؟».

 بگذریم. امسال هم مثل سال‌های گذشته پیامک متفاوتی ارسال کردم که این بار به طرز جالبی به بعضی‌ها «بر خورد» که این دیگر چه حرفی است و... مثل همیشه باز هم کسی پیدا شد و پیامکی که سال گذشته فرستاده بودم را این بار برایم پیامک کرد. دست همه‌ی دوستان عزیزم را می‌بوسم.

پیامک سال‌های گذشته:

عید سال 88                             عید سال 89                            عید سال 90

عید سال 91                                    عید سال 92

پیامک امسالم این بود:

«دل‌های تاریک هیچ‌گاه معنای تازه شدن را نمی‌فهمند و بهار معنای نگاه‌های سرد»

بهار

  • سید مهدی موسوی
۰۲
ارديبهشت

«قیصر امین‌پور» را 8 آبان 86 شناختم؛ همان‌طور که «عمران صلاحی» را در 11 مهر 85 یا این اواخر، «خلیل عمرانی» را در آذر 91. این «شناختن» با آن شناختنی که مثلاً اسم قیصر را در کتاب‌ها و مجلات کودکی دیده باشم یا شعرش را از زبان مجریان تلویزیون شنیده باشم، از زمین تا آسمان فرق می‌کند.

اصلاً برای «من» یا «تو»ی خواننده چه فرقی می‌کند اگر بدانیم 2 اردیبهشت ماه سالروز تولد قیصر بوده است یا اینکه این شاعر دردمند در گتوند خوزستان به دنیا آمده یا زن و فرزندانش چه کسانی هستند؟! و این آخری البته فقط به درد مجلات زرد می‌خورد و بس...

برای «من» باید مهم باشد اینکه بدانم چرا قیصر «دامپزشکی» دانشگاه تهران را بعد از یک سال رها کرد و به سراغ «علوم اجتماعی»ای