تبليغاتX
کمرنگ
کمرنگ
وبلاگ شخصی سید مهدی موسوی

اوایل سال 88 و در بحبوحه‌ی انتخابات ریاست جمهوری، رویه‌ی جدیدی در سیاست‌های صداوسیما بوجود آمد و در زمان مناظرات انتخاباتی وارد فاز جدیدی شد. تصاویر بسیاری از حضور مردم نیز ـ چه مخالفان و چه موافقان و طرفداران نظام ـ پخش شد و پس از آن برنامه‌های مختلفی از شبکه‌های تلویزیونی روی آنتن رفت. هر چند در مجموع، صداوسیما کارنامه‌ی درخشانی ندارد و همچنان از ضعف‌های محتوایی و مدیریتی خاصی رنج می‌برد، اما اکنون پس از گذشت 2 سال، با بررسی اجمالی این برنامه‌ها نمره‌ی قابل قبول‌تری به صداوسیما از این جهت خواهیم داد.

در طول سال‌های گذشته، برنامه‌های طنز مختلفی از شبکه‌های صداوسیما پخش شده است، اما با وجود اینکه این برنامه‌ها سعی می‌کردند نقدهای اجتماعی و گاهی سیاسی خود را به طور غیر مستقیم بیان کنند، اما خط قرمزهای موجود، آنچنان دست نویسنده و کارگردان را می‌بست که عملاً ما شاهد نقدهای دوپهلویی بودیم که به زور و با ترفندهای مختلف از زیر تیغ سانسور می‌گریختند.

یکی از برنامه‌های موفق طنز که مدتی است از شبکه سه سیما پخش می‌شود، برنامه‌ی «خنده بازار» است. طنزی که اگر چه در اوایل کار بسیار خوش درخشید و صراحتاً نقدهایی را به طرح‌های دولت وارد می‌کرد اما اکنون با وجود داشتن سوژه‌های بسیار خوب، دچار ضعف فیلمنامه و ساختار داستانی است و از آن بیان شفاف نیز کمی فاصله گرفته است. گویا دست اندرکاران این برنامه، اکنون فقط به دنبال بیان سوژه‌ها هستند و احتمالاً به دلیل کمبود وقت یا مشکلاتی دیگر، کیفیت «خنده بازار» را فراموش کرده‌اند.

در این برنامه آیتم‌هایی پخش می‌شود که دیگر جایی برای این همه مانور ندارند و یا آیتم‌های بسیار خوبی حذف شده‌اند که جای کار بیشتری داشتند.

در کنار این طنز تلویزیونی که نقدهای شفاف سیاسی قوی و نویی را ـ که در اوایل بیشتر دیده می‌شد ـ بیان می‌کند، طنزهای مکتوب بسیار خوبی نیز در سال جدید منتشر شدند و بدون شک دوهفته‌نامه «کشیده» یکی از قوی‌ترین مجلات طنز و کاریکاتور سیاسی سال‌های اخیر است.

این مسئله وقتی جالب می‌شود که بدانیم، این مجله با قوت روزافزون خود به شماره‌ی 14 رسیده و با وجود نقدهای بسیار شفاف سیاسی، هنوز توقیف نشده است! و جای تشکر جدی از مسئولین مربوطه دارد!

این برنامه‌ها و مجلات روز را در کنار فیلم‌های سیاسی و اجتماعی سال 90 قرار دهید و خبر خوش اکران «قلاده‌های طلا» را به آن اضافه کنید.

آیا این نقدهای سیاسی به حیات خود ادامه می‌دهند؟ آیا فیلم‌های دیگری چون «خیابان‌های آرام» و «گزارش یک جشن» هم به اکران سینماها می‌رسند؟ آیا در روزهای آینده شاهد محصولات فرهنگی جدیدتری خواهیم بود؟ این سوالات وقتی اهمیت پیدا می‌کنند که بدانیم هر کدام از محصولات قوی امروز همچون «قلاده‌های طلا» و «کشیده»، به سختی و با مشقت زیادی تولید شده‌اند و هر لحظه امکان توقف عرضه آنها وجود دارد!

 


برچسب‌ها: صداوسیما, سانسور, قلاده های طلا, طنز
موضوع مطلب :
ارسال شده توسط سید مهدی موسوی
نوشته شده در تاريخ جمعه نوزدهم اسفند 1390 ساعت 20:38 |

در بررسی مفهوم شهرت و حس شهرت‌طلبی در انسان‌ها، به واژه‌ای چون رسانه خواهیم رسید. شاید بهتر باشد بگوییم تا وقتی که رسانه‌ای نباشد عملاً مفهوم شهرت شکل نخواهد گرفت و البته این «رسانه» مفهومی بسیار عمیق دارد.

اینکه حس شهرت‌طلبی در انسان‌ها مذموم و یا پسندیده می‌باشد و یا اینکه چرا در همه‌ی افراد به یک اندازه و با یک سازوکار خاص ظهور پیدا نمی‌کند در این یادداشت کوتاه نمی‌گنجد. نگارنده با هدف تحلیل انگیزه صاحبان رسانه‌ها در طول تاریخ برای به شهرت‌رساندن افراد و تاثیری که این شهرت بر زندگی انسان‌های مشهور داشته است، به سراغ برخی از چهره‌های دوران معاصر رفته است.

تاریخ چه می‌گوید

در طول تاریخ همواره در حوزه‌های گوناگون علمی، فرهنگی، اجتماعی و... افراد خاصی به اصطلاح «چهره»ی زمانه خودشان شدند و نام آن‌ها ـ چه به عنوان آدم خوب و چه به عنوان آدم بد ـ در تاریخ ثبت شد. بر کسی پوشیده نیست که در حوزه‌های علمی، امکان چهره‌سازی‌های دروغ یا وجود ندارد و یا بسیار نادر اتفاق می‌افتد.

این موضوع وقتی قابل اثبات خواهد بود که بدانیم رسانه‌ای که وظیفه آن معرفی این چهره‌های علمی و اندیشه‌های آنان می‌باشد، نشریات علمی معتبری هستند که هیچ‌گاه سابقه علمی و کاری خود را مخدوش نمی‌کنند. اما آیا در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی و هنری هم می‌توان به این صراحت صحبت کرد؟ چرا زمانی که یک هنرمند به عنوان چهره سال انتخاب می‌شود، این انتخاب می‌تواند صددرصد با استفاده از مفهومی عامیانه به نام «پارتی بازی» باشد؟

جواب این سؤالات بسیار ساده است. زمانی که ابزاری به نام «سلیقه» مطرح می‌شود، این چهره‌ها می‌توانند بدون هیچ مشکلی بزرگ و بزرگ‌تر شوند؛ چون می‌توانند سلیقه تحمیل شده‌‌ی یک نخبه و یا یک چهره‌ی شاخص دیگر به توده مردم باشند. گراهام هوف، نویسنده‌ی کتاب گفتاری درباره نقد اشاره بسیار خوبی به معروف شدن نویسندگان در طول تاریخ دارد:



برچسب‌ها: شهرت طلبی, جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی, روشنفکری
موضوع مطلب : اجتماعی
ارسال شده توسط سید مهدی موسوی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه یکم اسفند 1390 ساعت 15:45 |